خرید بک لینک
چه شب بدی است امشب، که ستاره سو نداردگل کاغذی است شب بو، که بهار و بو ندارد چه شده است ماه ما را، که خلاف آن شب، امشبز جمال و جلوه افتاده و رنگ بو ندارد؟ به هوای مهربانی، ز تو کرده روی و هرگزبه عتاب و مهربانی، دلم از تو خبر ندارد ز کرشمه ی زلالت، ره منزلی نشان دهبه کسی که بی تو راهی، سوی هیچ سو ندارد دل من اگر تو جامش، ندهی ز مهر، چارهبه جز آن که سنگ کوبد، به سر سبو ندارد به کسی که با تو هر شب، ه

برچسب: کاغذی, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 0:31

کرد سودا آسمان سیر این دل دیوانه راسوختن شد باعث نشو و نما این دانه رامحو شد در حسن آن کان ملاحت، دیده هااز زمین شور، بیرون شد نباشد دانه راعشق سازد حسن عالمسوز را در خون دلیرذوالفقار شمع باشد بال و پر پروانه رامی شود در ساغر مخمور، می آب حیاتعاشقان دانند قدر جلوه مستانه رانیست پروا سیل بی زنهار را از کوچه بندمی گشاید زور می آخر در میخانه رادر حریم کعبه خودبین سجده بت می کندقبله رو گرداندن است ا

برچسب: حریم,کعبهخودیبینسجده,میکند, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 0:31

امتحان، برگه خالی، دو سه خط شعر سپیدو نگاری که سریع برگه ی خود داد و دویددو سه تا صندلی، آنور ترِٕ من بود گلمهر چه خواندم به نگاهی همه از یاد پریدسبزی رنگِ لباسش به کنار ، اما خبطرحِ روی خشنش فتنه ای می داد نویددست من نیست اگر شاعر جانی شده اممیفشانم به رخ هر غزل اینبار اسید !چون که من اشک به پای غزلم ریخته امولی او کل غزل را به نگاهی نخرید !دوستی، عشق ؛ دو تا جمله نامأنوسندگر چه گفتست معین و خود

برچسب: امتحان, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 0:31

پیش از آنی که به یک شعله بسوزانمشان باز هم گوش سپردم به صدای غمشان هر غزل گر چه خود از دردی و داغی می سوخت دیدنی داشت ولی سوختن با همشان گفتی از خسته ترین حنجره ها می آمد بغضشان شیونشان ضجه ی زیر و بمشان نه شنیدی و مباد آنکه ببینی روزیماتمی را که به جان داشتم از ماتمشان زخم ها خیره تر از چشم تو را می جستند تو نبودی که به حرفی بزنی مرهمشان این غزلها همه جانپاره دنیای منند لیک با این همه از بهر تو م

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 0:31

بیقرار توام و در دل تنگم گله هاست آه !بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب دردلم هستی و بین من و تو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی داردبال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن استمثل شهری که به روی گسل زلزله هاست باز می پرسمت از مسئله ی دوری و عشقو سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست "فاضل نظری ، از مجموعه شعر: گریه های امپراتور

برچسب: بیقرار,توام, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 0:31

_____8888888888____________________ ____888888888888888_________________ __888888822222228888________________ _88888822222222288888_______________ 888888222222222228888822228888______ 888882222222222222288222222222888___ 8888822222222222222222222222222288__ _8888822222222222222222222222222_88_ __88888222222222222222222222222__888 ___888822222222222222222222222___888 ____8888222222222222222222222_

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 15:48

_____8888888888____________________ ____888888888888888_________________ __888888822222228888________________ _88888822222222288888_______________ 888888222222222228888822228888______ 888882222222222222288222222222888___ 8888822222222222222222222222222288__ _8888822222222222222222222222222_88_ __88888222222222222222222222222__888 ___888822222222222222222222222___888 ____8888222222222222222222222

برچسب: روباه, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 15:48

گاهی میان گریه میخندم شبها به کنجی میروم آرام در را به روی خلق می بندم از روزهای رفته دلگیرم از روزهای نیامده نومید هر روز با یک قصه ای تازه یاد تو در من میشود تجدید دور از نوازش های دست تو دستان من در انزوا تنهاست حتی نسیمی از بهاران هم دور از تو این ایام جانفرساست یادت شبیه سایه ای سنگین هر لحظه افتاده ست دنبالم دیدی چه کردی با دلم آخر دیدی چه آوردی بر احوالم؟ آن روزها دیگر نمی آیند آن

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 15:48

دلدار من

اگر بخواهی بی دریغ بلخ و بخارا و سمرقند را

به خال هندویت خواهم بخشید

اما پیش از آن از امپراطور بپرس

بدین بخشش راضی است یا نه

زیرا امپراطور که بسی بزرگتر و عاقلتر از من و توست

از راز عشق ورزیدن خبر ندارد!

آری ای پادشاه!

میدانم که به این بخشش ها رضا نخواهی داد

زیرا تاج بخشی فقط از گدایان کوی عشق ساخته است

گوته

برچسب: هندویت, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 15:48

چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منی
چو جان، نهان شده در جسم پر ملال منی
چنین که میگذری تلخ بر من، از سر قهر
گمان برم که غمانگیز ماه و سال منی
خموش و گوشه نشینم، مگر نگاه توام
لطیف و دور گریزی، مگر خیال منی

سیمین بهبهانی

برچسب: گویمت, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 15:48

_____8888888888____________________ ____888888888888888_________________ __888888822222228888________________ _88888822222222288888_______________ 888888222222222228888822228888______ 888882222222222222288222222222888___ 8888822222222222222222222222222288__ _8888822222222222222222222222222_88_ __88888222222222222222222222222__888 ___888822222222222222222222222___888 ____8888222222222222222222222

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 15:48

پنجشنبه 2 شهریور 1396 ساعت 15:24 گریه کن شمع غریب، که دیگه تنها شدی جغدمن ای دل من، یکه تو دنیا شدی چه شدن کجا شدن دیگه صدایی نمیاد حتی از تو سینه ها ناله ای درنمیاد روی دل کوه غمه دنیا زندونه برام دیگه با این دل تنگ ناله آسونه برام چکنم، کجا برم، که دل آروم بگیره بذار برات قصه بگم مگه خوابم ببره یه قایق بهم دادن که پلاسیده شده بسکه بوده تو آبا دیگه پوسیده شده یه روزی با اون قایق رفت

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 13:52

جمعه 3 شهریور 1396 ساعت 12:57 هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد آه، تصویر تو هرگز به تو مانند نشد گفتم از قصه عشقت گرهى باز کنمبه پریشانى گیسوى تو سوگند، نشد خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند تا فراموش شود یاد تو، هرچند نشد من دهان باز نکردم که نرنجی از منمثل زخمى که لبش باز به لبخند، نشد دوستان عاقبت از چاه نجاتم دادندبلکه چون برده مرا هم بفروشند، نشد. "فاضل نظری (0 لایک)

برچسب: آیینه, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 13:52

شنبه 4 شهریور 1396 ساعت 17:23 کاش دور و بر ما این همه دلبند نبودو دلم پیش کسی غیر خداوند نبودآتشی بودی و هر وقت تو را می دیدممثل اسپند دلم جای خودش بند نبودمثل یک غنچه که از چیده شدن می ترسدخیره بودم به تو و جرأت لبخند نبودهر چه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شومکم نشد فاصله. تقصیر تو هرچند نبودشدم از درس گریزان و به عشقت مشغولبین این دو چه کنم نقطه ی پیوند نبودمدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشتجای

برچسب: اینقدر,هنرمند, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 13:52

دوشنبه 6 شهریور 1396 ساعت 10:34 از بس که ملول از دل دلمرده ی خویشم هم خسته ی بیگانه ، هم آزرده ی خویشم این گریه ی مستانه ی من بی سببی نیست ابر چمن تشنه و پژمرده ی خویشم گلبانگ ز شوق گل شاداب توان داشت من نوحه سرای گل افسرده ی خویشم شادم که دگر دل نگراید سوی شادی تا داد غمش ره به سراپرده ی خویشم پی کرد فلک مرکب آمالم و در دل خون موج زد از بخت بد آورده ی خویشم ای قافله! بدرود ، سفر خوش ، به س

برچسب: نومید, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 13:52

سهشنبه 7 شهریور 1396 ساعت 23:03 خبرت هست؟ که از خویش خبر نیست مرا گذری کن که زغم راه گذر نیست مرا گر سرم در سر سودات رود نیست عجب سرسودای تو دارم غم سرنیست مرا بیرخت اشک همی بارم و گل میکارم غیر ازین کار کنون کار دگر نیست مرا "امیر خسرو دهلوی" (1 لایک)

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 13:52

سلام به همه علاقمندان به شعر و ادبیات ایرانی برای شما لحظات خوبی را آرزو مندم و امید وارم از. این وبلاگ لذت ببرید خواهشمندم نظرات خود را دریغ نفرمایید باتشکر

شناسنامه کامل

برچسب: زلیخا, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 13:52

چهارشنبه 8 شهریور 1396 ساعت 22:21

جوونی هم بهاری بودو بگذشت به ما یک اعتباری بود وبگذشت

میان ما و تو یک افقی بود که انهم نوبهاری بود وبگذشت

برچسب: جوونی,بهاری,بگذشت, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 13:52

چهارشنبه 8 شهریور 1396 ساعت 22:22

تو که نوشم نیی نیشم چرایی تو که یارم نیی پیشم چرایی

تو که مرهم نیی ریش دلم را نمک پاش دل ریشم چرایی

برچسب: چرایی, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 13:52

چهارشنبه 8 شهریور 1396 ساعت 22:35 هربان باشی اگر صد باغ گل ارزانی ات روی گل های قشنگ باغ دل پیشانی ات سرمه¬ی چشم جهان از رنگ گیسوساختی وای بر دل های عاشق از نگاه آنی ات مهریعنی دل به دریای محبت داشتن وسعت یکدشت گل ارزانی مهمانی ات یادمان باشد محبت میوه ی باغ خداست ماه من دست فلک کی قدرت ویرانی ات یک شب از روی محبت گرنظربرما کنی منزل جان بی محابا می ک

برچسب: مهربانی, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 13:52

درباره من

سلام به همه علاقمندان به شعر و ادبیات ایرانی برای شما لحظات خوبی را آرزو مندم و امید وارم از. این وبلاگ لذت ببرید خواهشمندم نظرات خود را دریغ نفرمایید باتشکر

ادامه...

برچسب: لحظه,امسال, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 18:17

من اگر مُرده بودم

شاید

او می گریست،

اما

اگر او گریه می کرد

من

حتما می مردم.

از ازدمیر آصف

برچسب: شاید, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 18:17

و یادت هست در یک عصر پاییزی چه ها کردیمرا تنهای تنها با دلی غمگین رها کردیگذشتی نرم نرمک از نگاهی مانده در بارانچرا با روح سرگردان من اینگونه تا کردیتمام شعرهایم را برایت یک به یک خواندمبگو دیوان شعرم را چرا ماتم سرا کردیو گفتی زیر لب رفتم ، بمان با درد تنهاییندانستی غمی شیرین برایم دست و پا کردیهمین امشب دلم می میرد از احساس تنهاییچه می داند کسی شاید به مرگم اعتنا کردی... (1 لایک)

برچسب: پاییزی, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 18:17

صفحه بندی